یه ترکه تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه : ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه : فهمیدم ... فهمیدم این همونیه که امروز تو آرایشگاه دیدمش !
به ترکه میگن: ساعت چنده. بلد نبوده میگه: بدو بدو دیرت شده!
ترکه با یک زن اسرائیلی عروسی میکنه شب اول نمیره رو تشک!
ترکه با یه زن اسرائیلی ازدواج میکنه، به نشانه ی اعتراض سر سفره ی عقد حاضر نمیشه...
بار 1 ترکه ادعای پیامبری میکنه بهش میگن خوب اسم کتابت چیه میگه کتاب ندارم جزوه میدم
ترکه مهم میشه زیرش خط میکشن تو امتحان میاد
به ترکه میگن تا حالا تمرکز کردی؟ میگه نه ولی یه بار دمرکس کردم
اخبار دیروز :
به یک زن رشتی که در پارک میدوید تجاوز شد
اخبار امروز :
صد زن رشتی در پارک میدویدند !
روز valentine یکی میره کارت پستال فروشی و میگه آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه تو تنها عشق منی؟ یارو میگه بله. میگه پس لطفا 16 تا بدین!
ترکه از آخونده میپرسه با کفش هم میشه نماز خوند؟ آخونده میگه نه برادر، نمیشه. ترکه میگه ولی من خوندم، دیدی دروغ گفتی؟!
ترکه هزار تومنی پیدا میکنه، میندازه زمین میگه بابا ما از این شانسها نداریم!
به رشتیه میگن زنتو با 10تا مرد تو پیکان دیدیم .. میگه :ایـــــــــــــــــــــــــول ظرفیت پیکان
یه روز یه مورچه با یه فیل ازدواج می کنن دو روز بعد فیله میمیره .مورچه برمیگرده میگه: دو روز زندگی کردیم حالا یه عمر باید قبر بکنم!
یه دختره از یک آخوند میپرسه حاج آقا میشه من با دوست پسرم بخوابم؟ حاج آقا میگه استغفروالله، دختره میپرسته حاج آقا میشه من با یک غریبه بخوابم؟ حاج آقا میگه اعوذ بالله، دختره میگه حاج آ قا میشه من با شما بخوابم؟ حاج آقا میگه بسم الله!
یه بابایی داشتته تو پارتی هلکوپتری می زده ، یهو بسیجی رو جو می گیره با آرپیچی میزنتش!!!!!!!!
2تا ترک سره اینکه کی وسط بخوابه دواشون میش
کوره میره آشپز خونه دست میکشه به رنده میگه این کس و شعرارو کی اینجا نوشته
ترکه تو چشمش آشغال میره ساعت 9 میره دمه در میشینه
تا دیونه میرن عروسی 2تاشون میرن وسط میرقصن یکیشون میشینه یه گوشه هی میگه سبز زرد قرمز میگن تو چرا نمیری برقصی میگه من رقص نورم
ترکه میره نماز جمعه ، جو میگیرش ، موج مکزیکی میاد!
ترکه میره چلو کبابی گارسون میاد میگه: چی میل دارین ترکه میگه: یه پرس چلو کباب گارسونه میگه با کمال میل
ترکه میگه : نه با سماغ و دوغ!
رشتیه میاد تهران تولیدی شورت زنونه میزنه بعد یه مدت که کارش میگیره زنگ میزنه به زنش میگه بیا ببین من اینجا با شورت دارم چیکار میکنم زنه میگه تو ببین من اینجا بدون شورت دارم چی کار میکنم
ترکه میره توالت میگوزه وقتی میاد بیرون میبینه چهار تا دختر دارن نگاهش میکنن برای اینکه ضایع نشه میگه ببین چه مر دمی پیدا میشن میگوزن آب نمیریزن بره
ترکه شب میاد خونه به زنش میگه:اقدس بیا تو اتاق میخوام بزارم تو چشمت زنه هول میکنه میگه نه اصقر آقا کور میشم مرده میگه مگه دیشب گذاشتم تو دهنت لال شدی
یه روز یه مادر رشتیه میره مدرسه پسرش میگه آقای ناظم پسرم درس نمیخونه ناظم رو به پسره میگه آگه درس نخونی مادرتو ....................
مادره میگه آقای ناظم پسرم حرف گوش نمی ده شما کارتونو بکنید
به ترکه میگن تو وقتی با زنت سکس میکنی چطوری دیونه اش میکنی. ترکه میگه هچی. کارم که تموم شد کی رمو با پرده اتاق پاک میکنم.
به ترک می گن فیلم عروسیتو بده ببینیم.می گه نه.می گن چرا؟ می گه چون آخرش صحنه داره
یه کوره می ره آشپزخونه، دستش می خوره به رنده، می گه: این چرت و پرت ها چیه این جا نوشتن
ترکه میره جبهه تو خاک عراقیا لخت میشه رو زمین دراز میکشه بهش میگن داری چیکار می کنی میگه دارم به خاک دشمن تجاوز می کنم
عربه میره تو طویله، گاوش شروع میکنه میگه: مــا مــا مــا... عربه میگه: ولک ما بیشتر
ترکه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این چه تصاویره مستهجنی بود که تو ان سریال امام علی نشون دادید؟! یارو بهش میگه: قربان ما که فقط پاها رو نشون دادیم. ترکه میگه: بابا تلوزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم!
ترکه میخواسته دستکش بخره، میره داروخونه میگه: ببخشید، کاپوت خانواده دارین؟
از رشتیه میپرسن: چه روزایی با زنت حال میکنی؟ میگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعهها! میپرسن چرا؟! میگه: اووو! پنج شنبه جمعه اونقدر شلوغه که ژتون گیر خودمم نمیاد!
یه قزوینیه یه کون میذاره پشت ویترین برای فروش یکی می ره قیمت میکنه میگه دو میلیون تومن میگه: اوووووووووووووووووه چقدر گرونه
قزوینیه میگه : آخه این کون مال یه دختره بوده که فقط باهاش می گوزیده
خدا زمین و آسمان را آفرید گفت: چه زیباست
مرد را آفرید گفت: چه زیباست
زن را آفرید گفت: عیب نداره آرایش میکنه خوشگل میشه
از غضنفر می پرسن آیا ماه مسکونیه میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه
روز قیامت خبر میدن همه حیونا برن بهشت . غضنفر هم سرشو میندازه پاین میره. میگن هی! تو کجا؟ تو انسانی؟ میگه:اول که همه بهم میگفتن خر، حالا که به اینجا رسید شدیم آدم
یه آدمخوار غضنفرو دنبال میکنه، غضنفر میره بالای درخت. آدمخواره میگه: بیا پایین! غضنفر میپرسه: واسه چی بیام؟ آدمخواره جواب میده: آخه من آدمخورم. غضنفرمیگه: اِ....حالا ه موقع خوردن رسید ما آدم شدیم!!!؟
ترکه تو مسابقة دو دوپینگ میکنه، ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!!
زن : خسته شدم ، پس کیمیاد
مرد : صبر کن الان میاد
زن : خیس عرق شدم
مرد : غر نزن ، داره میاد
زن : پاهام درد گرفت ، بسه
مرد : بیا اینم تاکسی
لره شب عروسی پسرش. بهش میگه .پسرم سخترین جای بدنت رو بکن اونجاییکه زنت میشاشه ... فردا میاد ببینه پسره دوماد شده یا نه که میبینه کله پسرش تو سنگ توالت گیر کرده .
رفیق رشتیه داشته نصیحتش میکرده که که بابا این زن تو دیگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بیست متر صف کشیدن برن اینو بکنن! بابا دیگه باید طلاقش بدی. رشتیه میگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!
رفیق رشتیه داشته نصیحتش میکرده که که بابا این زن تو دیگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بیست متر صف کشیدن برن اینو بکنن! بابا دیگه باید طلاقش بدی. رشتیه میگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!
بگوری میگوزه ؛ شیر فرهاد ازش میپرسه این چی بید؟
بگوری میگه: فشار فشار ویومد؛فشار به کون ویومد ؛ وقتی بیرون ویومد ؛ صدا با بو ویومد... خوب بیییییییییید؟
به ترکه میگن یه پستاندار بی دندون نام ببر میگه بی بی
یه روز یه ترکه سوار یه فولکس بود. پشت یه چراغ قرمز زد تو کون یه زانتیا. راننده زانتیا اومد پائین. یه نگاه به سپر کرد یه نگاه به یارو ، بعد رفت سوار ماشین شد. چهارراه بعدی زانتیا ایستاده بود. دوباره یارو اومد گذاشت تو کو نش . یارو برگشت پشت سرش و نگاه کرد. ترکه سرش و آورد بیرون داد زد: برو آقا من بودم!!
یه روز یه ترکه ای داشته پیاده میرفته کارواش بهش می گن چرا پیاده میری میگه آخه این دوقدم را را کسی با ماشین میره؟
یه روز یه ترکه ای داشته پیاده میرفته کارواش بهش می گن چرا پیاده میری میگه آخه این دوقدم را را کسی با ماشین میره؟
آخونده توی اتوبوس کنار راننده میشینه شوخیش گل میکنه به راننده میگه :
شما راننده ها که همیشه تو جاده هستید از کجا میدونید که بچه هاتون از خودتونن
رانندهه میگه ۲ سال صبر میکنیم اگه شبیه خودمون شد که هیچی و گرنه میفرستیمشون حوزه علمیه
دوست رشتیه بهش میگه چه بچه خوشگلی داری ها !! رشتیه میگه : حالا یه کاری برای ما کردی هی منت میزاری ها
یه زن رشتی شکمش درد میکرد و رفت دکتر. دکتر گفت: لطفا بروید در آن اتاق لخت شوید. بعد دکتره رفت برای معاینه و دید که زنه با لباس نشسته روی تخت و لخت نشده. دکتره گفت: خانم عرض کردم که لخت شوید. زن رشتی گفت: آقای دکتر... این دفعه اوله، من خجالت میکشم. این دفعه رو اول شما لخت بشید!
تلفن همراه تنها چیزیه که مردها سرش دعوا دارند که مال کدومشون کوچیکتره
میدونید رشتیها وقتی بچه دار نمیشن چه کار میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب معلومه دیگه محلشونو عوض میکنن
به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - هفتاد تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره!!
سه تا اسپرم با هم بحث می کردن
اولی: من می خوام پسر بشم
دومی: من می خوام دختر بشم
سومی: دعوا نکنین توی کو نیم
یک صاب رستوران با یکی از مشتریا بدجور لج بوده (حالامعلوم نیست یارو چه بلائی سرش اورده بوده ) خلاصه توی غذاش به جای مرغ چند تا کون مرغ ردیف میکنه تا حسابی حالشو بگیره خلاصه یارو وقتی کونهارو تو غذاش میبینه شاکی میشه ولی روش نمیشه به یارو صاب رستورانه بگه یک چندبار این دست اوندست میکنه بالاخره خودشو میزنه به پرروئی به یارو بغل دستیش که از قضا داشته مرغ میخورده میگه آقا شرمنده ها ... یک کون بدم یک رون میدی ؟؟؟
ترکه میره آمپول بزنه، تا دکتر سوزن رو میزنه، پا میشه داد میزنه: حیوون، مگه کوری، سوراخ به این گندگی، چرا میزنی بغلش؟
هیچ وقت شب جمعه دعا نکن، چون اینقدر پا روی آسمون هست که دستهای شما دیده نمیشه!
به یارو می گن ، با بالش جمله بساز ، می گه : آقا یه روز رفتیم شکار ، یه پرنده دیدم ، زدم به بالش!!! می گن بابا این بالش نه، اون !!!یکی بالش ! می گه خب ... رفتیم شکار ، یه پرنده دیدم ، زدم به اون یکی بالش
می گن : عجبا ! بابا اصلا یه جمله بساز که توش همه تشک باشه هم بالش
می گه : اه ... بابا تو شک انداختی الان منو که من زدم به این یکی بالش یا اون یکی بالش
سه تا تهرونی تو یه قهوه خونه سر به سر یه ترکه که اونجا کار می کرد می ذاشتن ، بعد از یه مدت ، پشیمون می شن و می گن بابا بسشه ، دیگه اذیتش نکنیم ، جمع می شن و می رن پیش ترکه ، می گن آقا شرمنده ، ما دیگه اذیتت نمی کنیم و این صوبتا
ترکه می گه : حتما ؟ دیگه اذیتم نمی کنین ؟ گیر نمی دین ؟ متلک بارم نمی کنین ؟
اونام می گن : نا دیگه ! از این به بعد رفیقیم
!!!ترکه می گه : باشه پس منم دیگه نمی شاشم تو چایی هاتون
!رشتیه صبح پا می شه ، می بینه 4 تا آجر گذاشتن زیرش ، زنشو دزدیدن
یه روز مامان رشتیه پسرشو نصیحت می کرده که پسرم اینقدر بی خیال نباش ، مواظب رفتار زنت باش و این حرفا
رشتیه هم دگرگون می شه و تصمیم می گیره غیرتی باشه و زنشو کنترل کنه
نصف شب بوده و زنش از خواب پا میشه
رشتیه می گه : کجا ؟
زنه می گه : دستشویی
!!!رشتیه می گه : نمی خواد ، بیا بخواب خودم جات می رم
یه قزوینیه رو با یه گونی شرت می گیرن ، می گن اینا چیه ؟ می گه : اینا دفتر خاطرات منه
یه روز یکی می ره بهشت ، زیر پای مادران له می شه
پسره به باباش میگه : بابا من به چه سنی برسم میتونم از دستورات مامان سرپیچی کنم؟
بابا هه میگه : نمیدونم پسرم چون هنوز خودم به اون سن نرسیدم
یارو اسمه بچشو میزاره سوج . بهش میگن : چرا سوج؟
!! میگه : آخه اسم پیامبره میگن : بابا ما پیامبر سوج نداریم
میگه : چرا بابا خودم دیدم پشت اتوبوسا مینویسن یاسوج
میگه یهروز دوتا ک یر میرن سینما یکیشون میگه : خدا کنه فیلمش س وپر نباشه
چون مجبوریم تا آخر سرپا واستیم و آخرشم گریه کنیم
یارو مسجد میسازد. افراد کمی برای نماز به مسجد می آمدند. یارو برای بیشتر آمدن افراد بالای در مسجد مینویسد: (( نماز صبح یک رکعت بدون وضو ))
حیوان (خروس و گوسفند و خر) میخواستند از کشور بروند بهشون میگن: بابا فرار مغزها برای آدمها است شما دیگه برای چی میروید خارج. خروسه میگه: هر دفعه ساعت کشور میکشند عقب و میکشند جلو ، ما نفهمیدیم کی قو قولی قو قو کنیم. میگن: بابا این راست میگه بگذاریم بره. به گوسفنده میگن: تو برای چی میخوای بری؟ گوسفنده میگه: بابا هر مراسمی میشه ، عزا میشه شادی میشه یکی از سفر میاد هر چیزی که میشه ، میایند و این گوسفند ها را میکشند.. به خره میگن: تو برای چی میخوای بری؟ خره میگه: در جامعه ای که به افراد جامعه اهانت بشود جای ما نیست! بهش میگن: چه طور مگه؟ خره میگه: اینجا ترکها را به ما نسبت دادند و آبروی ما را بردند.
دختر : مادر ک یر چیه ؟
مادر : اگه دختر خوبی باشی وقتی بزرگ شدی یکی گیرت میاد.
دختر : اگه دختر خوبی نباشم چی ؟
مادر : خیلی گیرت میاد.
پلیس به ترکه: اینجا ماهیگیری قدغنه!!! ترکه: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
نفرین:
الهی بشینی رو جوجه تیغی. الهی بری قزوین بند کفشت باز بشه. الهی نخود بخوری نتونی بگوزی. الهی جیشت بگیره کمربندت باز نشه. الهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه
وصیت نامه ای به طنز!
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهی.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتککاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.
بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیار ید.
التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسیده کم نیاریم.
به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.
چون تمام آرزوهایم را به گور میبرم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آتها هم باشد.
یه تاکسی داشت از خیابون رد می شد نظرش می افته به یه زن خوشگل
که با بچش منتظر تاکسی بودند.با خوشحالی وای میسه و اونا رو سوار
می کنه.تو راه با بچه هه شروع می کنه به تعریف کردن :که چه بچه با هوش
ونازی و...
بچه که شستش خبردا رمیشه که منظور راننده چیه تصمیم به حال گیری
می گیره و سوال میکنه.
آقای راننده: اگه باباتون خر بود و مامانتون هم خر شما چه می شدید.
راننده می گه :خوب من میشدم کره خر.
بچه: اگر باباتون بز بود و مامانتون بز اونوقت شما چه می شدید.
راننده: خوب میشدم کره بز
بچه:...
راننده می بینه بچه هه هر چی دلش می خواد داره به اون می گه
و اونم نتونسته به وصال زنه برسه از بچه سوال می کنه.
راننده: خوب عزیزم اگه بابات کسکش بود و مامانت ج نده تو چی
می شدی.
بچه: خوب معلومه می شدم راننده تاکسی.
ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!
ترکه به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! ترکه میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
یه ترکه هر شب جمعه میرفته سرخاک پدرش فاتحه میخونده.بعدازچندی خسته میشه یه سایت تو اینترنت بنام پدرش باز میکنه وهرشب جمعه فاتحه رو برای باباش ایمیل میکنه.
یه بسیجی میره مکه باخودش ارپی جی میبره.میگه : میخوام بزنم یک باره شیطون و داغون کنم.بااین سنگریزه هاازرو نمیره.
زن: مرد، چرا کولر نمیخری؟ مرد: به درد نمیخوره، اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
به یه بنده خدایی میگن: با «اشکال» جمله بساز، میگه: مادرتو ...! میگن: اینکه اشکال نداره؟ میگه: پس آبجیت رو هم ...!
یه بنده خدایی توی حمام، در به در داشته دنبال خودکار میگشته، بهش میگن: خودکار برای چی میخوای؟ میگه: میخوام هر جامو شستم، علامت بزارم
یه حلقه ی طلایی اسمتو روش نوشتم.
میخام بدم پاکش کنن ریدی تو سرنوشتم!
ترکه هر ۳تا بچش دیابت می گیرن. رو می کنه به آسمون داد میزنه: خداااااااااااااا... این ک یر بود به ما دادی یا کله قند ؟؟!!!!!!!!!!
رشتیه دعا می کنه که حق به حق دار برسه ..... صبح که از خواب پا می شه می بینه که هیچ کدوم از بچه هاش نیستن
قزوینیه یه کیسه برنجه تبرک میخره میبره خونه . درشو که باز میکنه میگه ا ا ا ا ا پس حمید کو؟؟؟؟
ترکه تو مراسم حج که به شیتون سنگ میزنن ،سنگاش تموم میشه فحش خوار مادر میده
ترکه کتاب فروشی باز میکنه میگیرنش !!!!!! اگه گفتین چرا؟؟؟؟ چون رو ویترین زده بوده جلد دوم قرآن رسید
- ترکه میره خواستگاری، مادر- پدر دختره بهش جواب رد میدن، میگن دختر ما داره
درس میخونه. ترکه میگه: ایشکال نداره، من میرم دو ساعت دیگه برمیگردم
قزوینیها به شورت لامبادا میگن نخ در بهشت!!!!!
2- یه قزوینی رو بایه گونی شورت می گیرن بهش میگن این چیه؟ میگه دفترچه
خاطراتمه!!!!
3- به ترکه می گن : با( لجن) جمله بساز. ترکه می گه: بچه های محله ما به من لجن !!!
4- یه ترکه سی دی میده دوستش دوستش میگه چرا اینقدر خش دارع ترکه میگه آخه زیر
مهماشو خط کشیدم!!!!!!
5- یه زن میره پیش دکتر میگه اقای دکتر من شبها که می خوابم اینقدر سینه ام درد
می گیره که دلم میخواد اونو بکنم بندازم جلوی گربه یکدفعه دکتره میگه میومیو!!
6- یه انگشتر میره قزوین النگو بر میگرده
7- رشتی یه معاف می شه . میگن : چه طوری معاف شدی ؟ میگه: آخه من تک پدر
بودم.!!!
8- یه روزی از یه دختره می پرسن آرزویه دخترا چیه؟ میگه اینکه بتونیم قد دیوار
بشاشیم .
9- ترکه زنگ میزنه به 118میگه شماره احمداقا رو دارین ... یارو میگه نه... ترکه
میگه پس بنویس،،،،
10- فرق بچه اول با بچه آخر چیه ؟ بچه اول حاصل یک عشق تازه است ولی بچه آخر حاصل
یک کاندوم پاره است
11- ترکه دیش ماهوارشو میذاره رو پشت بوم روش مینویسه کولر!!!
12- ترک میگن چرازن نمی گیری میگه کی زنشو میده به من!!!!
13- به یه رشتی میگن : بی غیرت شنیدی سه تا مرد زنت رو بردن توی جنگل و ک ... ش
گذاشتن؟ رشتیه میگه بابا اینا جنگل ندیدن که . چهار تا درخت بوده بهش میگن
جنگل!!!!!
14- میدونید به زنی که حامله نمیشه چی میگن؟ water proof
15- ترکه یه زنه رو سوار میکنه . زنه میگه : امان از گرونیه رون و سینه . ترکه
میگه : لاپا هم همینطور . زنه میگه ای بی ادب . ترکه میگه باباجان لاپا عدس
لوبیا .
16- یه نفرین جدید 2006 : الهی جوجه تیغی تو کونت اکس بترکونه .
17- به رشتیه میگن زنتو با 7 نفر تو یه پیکان دیدیم . میگه : ها ها ها ها چه جوری
جا شدن ؟؟
18- به ترکه میگن اگه یه دختر بهت راه بده چیکار میکنی . ؟؟ میگه ازش سقبت میگیرم
.
19- یه قزوینیه میره توی یه مغازه یه چیزی بخره . پسرش رو میزاره جلوی مغازه
وایسته که خودش بره و برگرده . وقتی میاد بیرون میبینه که یه قزوینیه دیگه
گذاشته تو کار پسرش و داره ازش میپرسه : پسرجون اسمت چیه؟ بابای پسره زود
میاد جلو و میگه : اسمش حمیده کونم نمیده !!!
20- ترکه شامپو به سر زده بود، بدون آب داشت موهاش را می شست. شخصی پرسید: چرا آب
سرت نمیریزی؟ گفت: روی شامپو نوشته برای مو های خشک استفاده شود.
21- یه بار یه پسره میره تو اتاق خواب بابا و مامانش میگه بابا من میرترسم میخوام
بیام ابنجا بخوابم باباش میگه برو گم شو مگه نمی بینی جا نیست منم روی مامانت
خوابیدم
22- پسر رشتی با خاله اش از خیابانی می گذشتن در همان لحظه خری را دیدند که ...را
راست کرده . پسر گفت : خاله جان...خاله جان این چیه؟ خاله برای اینکه حواس
پسر را پرت کنه گفت: نگاش نکن این هیچی نیست. فردای آن روز پسر با پدرش از
همان راه رد می شدند که دوباره همان خره را می بینن که ...راست کرده . پسر از
پدرش می پرسه: بابا جان دیروز از خاله پرسیدم این چیه ، خاله گفت : این هیچی
نیست. پدر با تواضع سری تکان می ده و میگه : اختیار داری بابا جان . این واسه
خاله ات هیچی نیست ولی از سر جد و آباد ما هم زیاد تره!!!
23- مگس مگسه میوفته تویه استکان چای اقا هه میگه خاک بر سرت حالتو جایه دیگه
کردی اومدی اینجا غسل میکنی
24- یه ترکه میره سر یخچال درشو وا میکنه می بینه ژله داره میلرزه بعد به ژله
میگه نترس بابا میخوام پنیر بردارم....
25- به آبادانیه میگن : جمعیت آبادان چقدره .. میگه : با دهاتهای اطرافش 70
میلیون نفر ( توضیح : همه ایرانو دهات حساب کرده ...
26- یه ترکه میخوره تو دیوار می گه ببخشید
27- کارگری در طبقه 12 ساختمان نیمه سازی کار می کرده. شخصی از پایین صدا زد:
غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پایین و مرد. کارگر بیچاره خیلی ناراحت
شد و بسرعت پایین آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه کم کم آرامتر شد,سر چهار
راه اول بیاد آورد ! ما که خونمون 2 طبقه بیشتر نیست. دو تا خیابون اونطرفتر
بخودش گفت : من که اصلا زن ندارم ! و کمی بعد بیاد آورد !! من که اصلا غضنفر
نیستم !
28- میدونید شباهت گوز با دوست دختر چیه ؟
هر دو تا رو وقتی ول میکنی راحت میشی !!!!!!!!!!!!!!
دوتا جک باحال برای دخترهای بد: (فقط دخترهای بد بخونن)
1- سه تا از عجایب دخترها:
1.بدون اینکه علف نوشخوار کنند، شیر می دهند.
2.بدون اینکه زخمی داشته باشند، خون ریزی می کنند.
3.گوشت بدون استخوان را سیخ می کنند.
جل الخالق این دخترهای بد عجب حیوونهایی هستندها!!!!!!!!
2-در یکی از دانشگاههای کشور (به دلایل امنیتی از گفتن اسم معذوریم) دانشجویان رشته ی دامپروری را برای یک گردش علمی به یک گاوداری برده بودند.
از قضا استاد همراهشان یکی از آن ادمهای جدی و با جذبه بود.
یکی از اون دختر بدها که می خواست حال استاد را بگیرد، با یک لحن لوند پرسید: ببخشید استااااد...! این گاوه چرا این قدر عبوسه؟!
استاد با خون سردی جواب داد: اگر سینه های تو رو هم از صبح تا شب بمالند همین شکلی میشی...!
درس اول
یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش... راهبه سوار میشه و راه میفتن... چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه... راهبه میگه: پدر روحانی، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار... کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه... چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پای راهبه تماس میده... راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!... کشیش زیر لب یه فحش میده و بی خیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب مقدس روایت ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: ?به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی?!
نتیجه اخلاقی: اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!
درس دوم
یه کلاغ روی یه درخت نشسته بود و تمام روز بیکار بود و هیچ کاری نمی کرد... یه خرگوش از کلاغ پرسید: منم می تونم مثل تو تمام روز بیکار بشینم و هیچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!... خرگوش روی زمین کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... یهو روباه پرید خرگوش رو گرفت و خورد!
نتیجه اخلاقی: برای اینکه بیکار بشینی و هیچ کاری نکنی، باید اون بالا بالاها نشسته باشی!
درس سوم
یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه... جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و میگه: ?اول من، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم?... پوووف! منشی ناپدید میشه...
بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: ?حالا من، حالا من!... من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم?... پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه...
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه... مدیر میگه: ?من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن?!
نتیجه اخلاقی: اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!
درس چهارم
بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه... همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود... تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!... بعد از چند لحظه تفکر، زن پیتر حوله رو میندازه و ۱۰۰۰ دلار رو می گیره... زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت... پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود... پیتر گفت: خوبه... چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود نگفت؟!
نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید!
درس پنجم
من خیلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم... والدینم خیلی کمکم کردند... دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی... سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی... ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم... ما هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم... به خانواده ما خوش اومدی!
نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید!
می دونین چطوری میشه خانمها رو توی سنین مختلف با توپها مقایسه کرد؟
یه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن...
توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاکیه... ۱۰ نفر دنبالش هستن...
توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشه...
توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پینگ پونگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می کنن و به طرف مقابل پاسش میدن...
توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگیه... کسی جرات نمی کنه از ۱۰ متریش رد بشه!
- زنه میره کفاشی، میگه: آقا یک کفش میخوام پشتش باز باشه،
جلوش هم منگوله داشته باشه، خیلی هم گرم باشه. کفاشه یک نگاهی
بهش میکنه، میگه: خانم یهو بیا پاتو بکن تو ک ون من!
2- رشتیه میاد خونه، میبینه زنش لخت رو تخت خوابیده. میگه:
خانم جان، باز تو چرا لختی؟! زنش میگه: آخه لباس ندارم! رشتیه
شاکی میشه، میره در کمد رو باز میکنه، شروع میکنه شمردنه لباسا:
این یک پیرهن... این دوتا... این سه تا...اصغرآقا برو
اونور...این چهار تا... این پنج تا!
3- یزدیه داشته لباساشو اتو میکرده، زنش از تو آشپزخونه داد
میزنه: داری چیکار مکنی؟ یزدیه میگه: مگه کوری زن؟! دارم اتو
میکنم. زنه میگه: حالا چرا اتو میکنی؟ بیا ایتو بکن!
4- یارو تو انتخابات کاندید میشه، بعد که رایها رو میشمرن،
میبینه سه تا رای آورده. شب میره خونه، خانومش در جا یکی
میخوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یک زنه دیگه هم وسطه!
5- ترکه شب از خواب پامیشه، پاهایی که از لحاف اومده بیرون رو
میشماره، میبینه شیش تاس! هول میشه، پاهای خودش رو جمع میکنه،
دوباره میشمره، بعد با خیال راحت میخوابه!
6- شباهت زن و تقویم چیه؟! دوتاشون وقتی قرمزن تعطیلن!
7- شباهت زن حامله و نون سوخته چیه؟! سر هر دوتا دیر کشیدن
بیرون!
8- ترکه از یکی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، ترکه
میگه: باید خیلی برم؟!
9- آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده، هی داد میزده: help
me, hellllp! ترکه از اونجا رد میشده میگه: احمق جون اگه جای
کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی!
10- تمساحه میره گدایی، میگه:به من بدبختِ مارمولک کمک کنید!
11- ترکه سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن،
نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!
12- به لره میگن: ببخشید شما لرید؟ میگه: نه پس انم با این
سبیل پهنم؟!
13- از ترکه میپرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش
دارم... اونم نه!
14- یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش
میپرسه: جریان این ماهیه چیه؟ میگه: دارم برای شام میبرمش
خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!
15- به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟! میگه: والله من اولش که ترک
نبودم، تو بیمارستان با یه بچه ترک عوض شدم!
16- ترکه تو اتوبوس یه دختره خوشگل رو میبینه، پیاده که میشه
شماره اتوبوس رو بر میداره!
17- ترکه میاد تهران، یه دختر خوشگل میبینه، بهش میگه: خانم
این دوست دختر که میگن شمایین؟!
18- ترکه یه سکه اززیر خاک پیدا میکنه، روش نوشته بوده تاریخِ
ضرب: 200 سال قبل از میلاد!
19- ترکه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو
دارین؟! یارو میگه: نه. ترکه میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!
20- ترکه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه،
جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ ترکه کلی فکر میکنه،
بعد میگه: تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی
میشه!
21- ترکه میخواسته به فلسطینیا کمک کنه، براشون سنگ پست میکنه!
22- از ترکه میپرسن شما تهرانی هستین؟ میگه: نه چشماتون قشنگ
میبینه!
23- ترکه تو مانور شرکت میکنه، اسیر میشه!
24- ترکه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!
25- تریاکیه پیغامگیر میخره، پیغامشو میذاره: هَشتم.. خَشتَم!
26- به یک ترکه میگن: 2*2 چند میشه؟ میگه: 5 تا! میگن: برو
بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!
27- ترکه فیلم جیمز باند میبینه خیلی خوشش میاد. یکی ازش میپرسه
اسمت چیه میگه: فَر...گضن فر!
28- ترکه زمین میخوره، برای اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز
میره!
29- یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه،
داریوش میاد چهارم میشه!
30- ترکه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!
31- ترکه میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق
کنه، در میزنه فرار میکنه!
32- ترکه میره دکتر میگه: آقای دکتر تخمم درد میکنه، دکتر دست
میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟ میگه: دکتر جون دوست دارم
ادامه بده!
33- ترکه میره داروخونه میگه: یه کان دوم کدئین دار میخوام!
داروخونه چیه میگه: چرا؟ واسه چی؟! ترکه میگه: آخه یه سردرد کیری
گرفتم!
34- یارو تلویزیون رو روشن میکنه. کانال 1: قرآن. کانال 2:
قرآن. کانال 3: قرآن. کانال 4: قرآن. کانال 5: قرآن. کانال 6:
قرآن. پا میشه تلویزیون رو میبوسه میذاره رو طاقچه!
35- یه ترکه داشته آب جوش میریخته توی باغچه! وقتی میگن چرا
این کارو میکنی میگه: آخه چای کاشتم!
36- ترکه عاشق میشه، نوار خالی گوش میکنه!
37- عربه داشته زن میگرفته، ازش میپرسن: جشن عروسیت رو کجا
میگیری؟ میگه: تو یک مدرسه! میگن: آخه چرا مدرسه؟! عربه میگه:
ولک آخه خـَیـلی کلاس داره!
38- از ترکه میپرسن: پیغمبر کی به رسالت رسید؟ میگه: ایلده
بیلمیرم، من سید خندان پیاده شدم!
39- ترکه به رحمت خدا یک دونه مو هم تو کلش نبوده. یک روز میره
سلمونی، ملت همه پوزخند میزنن، میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم!
40- رفیق ترکه بهش میگه: غضنفر بیا بریم یک دست پینگپنگ
بزنیم... ترکه میگه: ول کن بابا، پینگپنگ هم شد فوتبال؟!
41- مارمولکه میره مشهد، میشه مشمولک! چند وقت بعد بزرگ میشه،
میشه مشمول... میبرنش سربازی!
42- آبادانیه رو برق میگیره، میگه: ولک ولم کن تا ولت کنم!
43- کچله میرسه سلمونی، تا از در میره تو همه میزنن زیر خنده...
کچله هم میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم!
44- از ترکه میپرسن: میگذاری پسرت بره دانشگاه؟ ترکه میگه: آره،
به شرطی که به درسش لطمه نزنه!
45- آبادانیه نشسته بوده وسط صحرا، داشته فکر میکرده. بعد یک
مدت یک آبادانیه دیگه میاد، بهش میگه: ولک برو یکم اونورتر، جا
باز شه ماهم بشینم!
46- ترکه ادعای پیغمبری میکرده، ملت بهش میگن: بابا پیغمبری
همین ریختی الکی که نیست... پیغمبرا معجزه دارن، کتاب دارن.. تو
اصلاٌ کتابت کو؟ ترکه یکم فکر میکنه، میگه: ایلده کتابا هنوز چاپ
نشده، فعلاٌ جزوه میگم بنویسید!
47- به یه ترکه میگن: اگه یک کامیون پول بهت بدن چیکارش می کنی؟
ترکه می گه: 2500 تومان میگیرم خالیش می کنم.
48- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه
میگه: ببخشید توپمون افتاده!
49- به ترکه میگن: نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه:
خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر کنید!
50- ترکه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا میخواسته واسه شاشیدن
تو آب جریمش کنه. ترکه داد و بیداد میکنه که: خوب بابا همه تو
آب میشاشند! یارو میگه: آره، ولی نه از رو دایو!
51- عربه هی میگوزیده، بعدش یک لیوان آب میخورده. ازش میپرسن:
چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولک، اگه آب نخورم که گرد
و خاک میشه!
52- ترکه میره راهپیمایی، میبینه شلوغه برمیگرده!
53- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای طرف گوشی رو
برمیداره، هول میشه میگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!
54- ترکه کفترشو گم میکنه، تو روزنامه آگهی میده: بیه بیه!
یه روز یه بچه هویج با مادرش می ره بیرون می زنه زیر گریه مادرش می پرسه چی شده می گه
آب هویج دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میدونی فرق گاو با زیدان چیه؟؟؟؟
گاو اول قرمز میبینه بد شاخ میزنه ولی زیدان اول شاخ میزنه بعد قرمز(کارت قرمز
) میبینه
به زیدان میگن چرا وسط بازی دعوا کردی
گفت :آخه یارو بد جوری بهم فحش داد
چی گفت ؟
زیدان : بهم گفت علی دایی
مادره به بچش میگه : می دونم موهای خواهرت رو کشیدی شیطونه گولت زد.
بچه هم میگه :آره ولی لگدی که تو دلش زدم ابتکار خودم بود
به ترکه می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم
ترکه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!
110-
ترکه مهم میشه زیرش خط میکشن، تو امتحان میاد!
یه
مورچه عاشق دختر همسایه میشه، بعد از یک هفته میفهمه که چایی خشک بود
ه
قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن: پاشو برو تو زمین، بازی شروع شده. میگه: من برانکاردم
هیچ وقت شب جمعه دعا نکن، چون اینقدر پا روی آسمون هست که دستهای شما دیده نمیشه
ترکه میره آمپول بزنه، تا دکتر سوزن رو میزنه، پا میشه داد میزنه: حیوون، مگه کوری، سوراخ به این گندگی، چرا میزنی بغلش؟
ه دانمارکیه کاریکاتوره کون رو بدون سوراخ می کشه
تو قزوین دستگیرش می کنن به سه جرم
1-تشویش اذهان عمومی
2- نشر اکاذیب
3- توهین به مقدسات
سه تا اسپرم با هم بحث می کردن
اولی: من می خوام پسر بشم
دومی: من می خوام دختر بشم
سومی: دعوا نکنین توی کونیم
رشتیه کتاب مینویسه تموم که میشه صفحه اولش می نویسه:تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود
به رشتیه میگن توو خونه ت مرد سالاریه یا زن سالاری؟میگه: هیچکدوم .... مردمسالاریه
ه رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - هفتاد تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره
جراید: کتاب فارسی مدارس بومی میشود...
مشهد: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عینک ریبن آمد،
شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد،
سنندج: آن مرد سبیل دارد،
زاهدان: آن مرد را کشتند،
اردبیل: آن مرد بار بُرد،
قزوین: آن مرد با یک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد
یرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط می کردن. بعد ننه هه به پسرش میگه من نمیدونم این آمریکا با این همه توپ و تانکش چه جوری از ویتنام شکست خورد. پسره میگه آخه لامصبا این ویتنامی ها ،
شبا از پشت حمله می کردن آمریکایی ها غافل گیر میشدن ... یهو پیرزنه شروع میکنه گریه کردن!! پسره میگه ننه چرا گریه میکنی؟ میگه یاد بابات افتادم پنجاه سال ویتنامی بود و من خبر نداشتم!!!!
معلمه از دختره شاگردش می پرسه پریود تو زندگی چقدر مهمه?
شاگرد : خیلی مهمه
معلم : چرا ؟
شاگرد آخه یه روز خواهرم به مامانم گفت پریودم عقب افتاده بعد مامنم غش کرد پدرم سکته کرد نوید فرار کرد
یارو اِواهه داشته سلانه سلانه از یک خیابون میگذشته، یک کامیونه منتظر بوده که رد شه. راننده کامیونه هی بوق میزنه، یارو اهمیت نمیده.
آخر رانندهه سرشو از پنجره میکنه بیرون، میگه: هـوی.. بچه کونی! یا ازونجا رد شو، یا پیاده میشم میگیرم میکنمت! اواهه هم برمیگرده میگه: آخه چقدر حرف، چقدر وعده؟
وی یه تاکسی یه زنه با بچهاش و یه مرد تنها نشسته بودن زنه میخواسته به بچهاش شکلات بده ، هی میگه : میخوری یا بدم این آقا بخوره میخوری یا بدم این آقا بخوره
، 5 دقیقه همینجوری میگذره . آخرش مرده شاکی میشه به بچهه میگه : عزیزم تکلیف مارو روشن کن اگه میخوریش من پیاده شم ، سه تا کوچه از خونمون گذشته
قزوینیه داشته بچهه رو میکرده، وسط کار یهو منکرات میریزه، اینم برای اینکه صحنه سازی کنه، به بچهه میگه بیا حالا تو منو بکن.
بچهه هی داشته سعی میکرده، نمیتونسته، در همین هین افسره میرسه، زیپ شلوارشو میکشه پایین، میگه: بالامجان بیا کنار، این کارا بچه بازی نیست
میدونید لاو مخفف چیه؟
L: لایق دوست داشتن بودن
O: امید به آینده ای روشن
V: وفاداری در عشق
E: انرژی هسته ای حق مسلم ماست
به دریا بنگرم روی تو بینمبه صحرا بنگرم روی تو بینم نمیدونم کی روی عینکم رید که هرجا بنگرم روی تو بینم
.
ه روز دو تا انتر ( سال آخر دکتری ) تو خیابون داشتن راه میروفتن که یهو میبینن یه نفر جلوی اونا داره گشاد گشاد راه میره ،
باخودشون میگن ببینیم کدوممون میتونیم مریضی شو درست بگیم .اولی : باد فتخه دومی : نه دومبلانهاولی : ...خلاصه به نتیجه ای نمی رسن تا این که میرن از خود یارو سوال میکنن
.یارو یه نگاهی به هر دوی اونا میکنه و میگه : هر سه تا مونم اشتباه کردیم ...میگن چرا هر سه تا دیگه ما که دو نفریم ؟؟؟میگه : آخه منم اول فکر میکردم که گوزیدم ولی دیدم که نه بابا ر یدم
ترکه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میش
رشتیه بچه ش رو مینداخته بالا ، میگفته بگو بابا! بگو بابا! بچه میگه عباس آقا
چهه داشته با اتوبوسش بازی میکرده، هی میگفته: قام قام... ایستگاه اول، کونیا درجلو، جن دهها در عقب!...قام قام...
ایستگاه دوم، جاکشا در جلو،ک سکشا در عقب!! مامانش شاکی میشه، میگه بی ادب این چیزا چیه میگی؟! یقه بچهه رو میگیره می بره تو انباری زندانیش میکنه.
بعد از سه ساعت میاد بهش میگه: آدم شدی؟! بچه میگه: آره، میگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازی کن. بچه هم میره اتوبوسش رو بر میداره میگه:
... قام قام...ایستگاه سوم، زن قحبهها در جلو، مادرق حبهها در عقب...اون جاکشهایی هم که میگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخیر داره، برن ازون زنیکه جندهای که تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!
__________________
ه رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده
تی از زنش میپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابیدی؟ زنش میگه:یکی بغل تو،یکی بغل بابام، یکی بغل مامانم بغل بقیه تا صبح بیدار بودم
رشتی به زنش میگه :عزیزم از اون کاندوم های میوه ای بیار حال کنیم زنش میگه: صد دفعه نگفتم اونا مال مهمونه
از رشتیه میپرسن چرا 2 تا زن گرفتی..؟؟!!میگه: یوهو دیدی مهمون اومد.....
رکه میره بالای درخت چنار بهش میگن اون بالا رفتی چکار؟میگه دارم توت میخورممیگن کره خر اون درخت چناره نه توت!میگه کره خر خودتی!توتها تو جیبمه
میدونی فرق تو با گوز چیه گوز یه روزی از دلم خارج میشه ولی تو نه
ه ترکه میگن موقع سک س چطوری زنتو دیونه میکنی میگه : وقتی کارم تموم می شه ، ک یرمو با پرده پاک میکنم
گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن چی شده؟ میگه رفتم دم خونه شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود حرف مار رو هم باور کرد
یه روز اقا گرگه میره دمه خونه شنگول و منگول در میزنه مامان شنگول و منگول درو باز می کنه میگه بیا تو بچه ها نیستند
زوینیه داشته دنبال یه توپ میدوییده بهش میگن چه کار میکنی میگه "نیروی انتظامی گفته هر توپی که میاد یه بچه هم دنبالش میاد
ترکه میمیره بعد تو اون دنیا ازش میپرسن چی شد مردی میگه داشتم شیر میخوردم میگن شیرش فاسد بود میگه نه گاو یهو نشست
ه روز یه ترکه تو جوی اب تف میکنه... میدو دنبالش تاپاش رو روش بزار
روز یه ترک به زنش میگه بیا هر پنجشنبه بریم پیتزایی بعد زنش میگه نه پنجشنبه دیره بیا هر دوشنبه بریم
ترکه می گوزه پرت می شه جلو می گن چی شد میگه تو دنده بود
ک ترکی عاشق می شه برای خر همسایه ایجاد مزاحت می کنه
چوپان دروغگو می میره تو قبر میپرسن اسمت چیه؟میگه دهقان فداکار
ه یه ترکه میگن درموقع تماس ج نسی مرد بیشتر حال میکنه یا زن?
میگه زن!
میگن از کجا می دونی
میگه تو وقتی گوشت می خواره بعد می خوارونیش دستت بیشتر هال میکنه یا گوشت
وال:به 15 تا دختر تو اس تخر چی میگن؟! جواب:رانی هلو
سوال:اگه 15 تا زن بودن چی؟ جواب:کمپوت انجیر
سوال:اگه 15 تا پیرزن بودن؟ جواب:یه کاسه سیرابی
راحل زندگی زناشویی:
1-اوایل ازدواج: دست رو دست- لب رو لب- د ببوووس
2-میان سالی: لب رو لب- ک یر تو ک س -د بکن
3-پیری: پشت به پشت -ک ون به ک ون- د بگ وز
یس ترکه رو با دختر میگیره،می پرسه صیغس یا عقدیه؟ترکه میگه جندس نقدیه
ه ترکه میگن یه فحش باحال بده. میگه: نافم تو چشت. میگن: بیمزه، اینم شد فحش؟ ترکه میگه: آخه وقتی نافم بره توی چشت، ک یرم میره توی دهنت
سه تا زن تهرانی و ترک و رشتی نشسته بودن دور هم و از ماملهء شوهراشون حرف میزدن. تهرانیه میگه ماملهء ممد آقا عین اف 14 میمونه، بلند میشه یه جا رو هدف میگیره بعد میخوابه.
ترکه میگه ماملهء عباس آقا عین اف 16 میمونه، بلند میشه دوجا رو هدف میگیره بعد میخوابه. رشتیه میگه ماملهء نورعلی عین ایران ایر میمونه، تا بلند میشه به علت نقص فنی میخوابه!!
ه پیرزنه میگن مادر سایز سوت ینت چیه؟میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد،میکنم تو شورتم
ه ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی؟میگه آره فقط سر پیچا یه کم اذیت میکنه
زن لره دست میکنه تو شورت مرده....
مرد: کلفته؟؟
زن: هااااااااا
مرد: نرمه؟
زن: هااااااااا
مرد: گرمه؟
زن: هاااااا
مرد: انمه!!
بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده یکیش بیلاخ مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!
شنواره بین المللی گل توی هلند بر گزار میشه یه ترکه هم به نمایندگی از ایران میره !
هلندیه یه گلِ ردیف میاره و میزاره به نمایش .. ترکه داد میزنه ... ایلده این کوس شعرا چیه ! ما تو کشورمون با این گل ماتحتمونو پاک میکنیم !
هلندیه ک یر میشه میره میشینه ! ژاپنیه میاد با یه گل ردیف .. بازم ترکه داد میزنه ... ایلده اینکه چیزی نیست !
ما با این ک وس شعرا تو مملیکتیمون ماتحتامانو پاک میکنیم ! خلاصه هر کشوری میاد جلو ترکه یه رکب بهش میزنه و ک یر میشن !
آخرش به ترکه میگن خودت گلتو معرفی کن بینم ! ترکه میگه : ایلدی گل ی ما کاکتوسه ! حالا خایه میخواد کسی که بره ماتحتشو با این پاک کنه !
ترکه میخواسته نماز بخونه، مهر نداشته امضا میکنه
ه ترکه میگن بچت چرا اینقد زشته!؟
میگه:...خوب شب تاریک و دست تنها که از این بهتر نمیشه!
به ترکه میگن تا حالا زنتو کردی
میگه نه
میگن چرا
میگه از بچه گی عادت کردم پستون که می خورم خوابم می بره
رشتیه یه کامیون می خره پشتش می نویسه رسوای عالم مادر
عشق مثل (بلا نصبت) کون می مونه
سفید وجذاب و پر سر و صدا اخر هم میرینه به همه چی
یه چن سال پیش یه کوسه هه تو خلیج فارس بود که فقط ک یر مرد ها رو میخورد ..
از قضا بعد از سالها دندونای این کوسه هه میریزه و کوسه هه پیر میشه ..
یه روز یه مرده میفته تو خلیج فارس و همچین کوسه هه میفته دنبالش ..
مرده داد میزنه : آااااااااااااااااااای ی ی کوسه ... آآآآآی ی ی ی ی کوسه ...
آآآآآه ه ه ه ه کوسه .... اووووووووووه ه ه ه کوسه .... جااااااااااا ن ن ن ن کوسه ...
ترکه لباس شیک می پوشه میره تو خیابون یه دختره بهش میگه:بخورمت ترگه می گه:این گه خوری ها به تو نیومده
یک ضرب المثل چینی می گوید: یک ایرانی اگر هواپیمایش سقوط نکند،از حوادث رانندگی جان سالم به در ببرد
،آلودگی هوا زنده اش بگذارد و زلزله زیر آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالی خواهد مرد
یه سری یه عربه داشته دوچرخه سواری میکرده یه دختره داد میزنه: منو تا سر خیابون ببر.
عربه قبول میکنه دختره هم میشینه رو میله وسط دوچرخه و راه می افتن.
دختره که پیاده میشه میگه: دلت بسوزه من شرت پام نبود!!
عربه هم میگه: تو هم کونت بسوزه دوچرخه من میله وسط نداشت!!
به بیضه میگن شغلت چیه ؟ میگه با اخوی دکل بلند می کنیم
یک ترکی عاشق می شه برای خر همسایه ایجاد مزاحت می کنه
یک بار یک ترکه زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. ترکه میگه خوش به حالتون ما نداریم.
پس ازکارشناسی کارشناسان علت سقوط هواپیمای سی 130 مشخص گردید :کارشناسان متفق القول اظهار داشتند یه ترکه می خواسته سه راه آذری پیاده شه
به پیرزنه میگن مادر سایز سوتینت چیه؟میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد،میکنم تو شورتم
به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی؟میگه آره فقط سر پیچا یه کم اذیت میکنه
بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده یکیش بیلاخمشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!
به عربه میگن زن رو تشبیه کن، میگه: ولک زن مثل باغچه میمونه... صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره
به ترکه میگن بچت چرا اینقد زشته!؟
میگه:...خوب شب تاریک و دست تنها که از این بهتر نمیشه!
به قزوینیه میگن با نمونه جمله بساز؟ میگه مهمترین عضو بدنمون کونمونه.....
یه ترکه میره خواسگاری ، مامانش میپرسه چه طور بود؟ پسره می گه قد وقامتش که خوب بود حالا ببینیم استقامتش چطوره!!!
لره رو میفرستن جبهه، بعد شیش هفت ماه برمیگرده، در میزنه، داداش کوچیکش با یک تپه ان ریش درو وا میکنه! لره هول میکنه، میگه: چی شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هیچی نمیگه، فقط یک نگاهِ معنی داری بهش میندازه و میره تو. لره جفت میکنه، میره تو میبینه داداش بزرگش هم تا زیر گردن ریش گذاشته! بدبخت پاک شلوارشو خیس میکنه، میگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چی شده؟! کی مرده؟! داش اصغر هم یک نگاه به لره میکنه و از اتاق میره بیرون. لره بدبخت سراسیمه میره تو اتاق باباش، میبینه ریش باباش رسیده تا دم نافش! لره دو دستی میزنه تو سرش، میگه: بوا... بگو آخه چه بلایی سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش میگه: ای کاش ننت مرده بی... کاش بوات مرده بی... پسر آخه این ریش تراشو چرا بردی؟!!!
یارو زن اینکارهه میره دکتر زیبایی، میگه: آقای دکتر، بیزحمت دور نافم یکم مو بکارید!! دکتره کف میکنه، میگه: خانم همه میان اینجا موهای اضافه بدن رو بسوزونن، شما اومدین دور نافتون مو بکارید؟! زنه میگه: والله اقای دکتر دیدیم کار و کاسبی خوبه، گفتیم یک شعبه هم بالاتر بزنیم
زنه میره پرنده فروشی، میگه: من یک طوطی باهوش میخوام. یارو میبردش جلوی یک قفس، میگه: خانم این باهوش ترین طوطیه که من تاحالا دیدیم. زنه به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم! زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه، تو چی میگی؟! طوطیه میگه: میگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر میخوره و میگه: واه! چه طوطیه بی ادبی! من اینو نمیخوام! یارو فروشندهه میگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشین. من دو هفته باهاش کار میکنم، اخلاقش درست میشه. خلاصه زنه دو هفته بعد میاد، به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم. زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه تو چی میگی؟! میگه: میگم سلا م خانم. خوش اومدین آقا! زنه میگه: اگه با دو تا آقا بیام چی؟! طوطیه میگه: سلام خانم، خوش آمدین آقایون! زنه میگه: اگه با سه تا آقا بیام چی؟! باز طوطی همونو میگه. خلاصه همینجور تعداد آقایون زیاد میشه تا میرسن به شیش تا آقا. یهو طوطیه شاکی میشه، میگه: ببین محمود آقا! نگفتم خانم جندست
یارو ترکه عرق میخوره میبرنش کلانتری شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق میزنه، بعد شلاقو میده به یکی دیگه میگه: برادر حسین! بیا شماهم یه فیضی ببر! یارو هم چند تا میزنه و میده به اونیکی میگه: برادر اکبر شما هم بیا یه فیضی ببر! خلاصه چند نفری دهن یارو رو .... بعد که کارشون تموم میشه میان از اتاق برن بیرون، ترکه میگه: برادرا! لااقل درِ فیضیه رو ببندی
ترکه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!
ترکه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا میخواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش کنه. ترکه داد و بیداد میکنه که: خوب بابا همه تو آب میشاشند! یارو میگه: آره، ولی نه از رو دایو!
* ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
- از ترکه میپرسن چطور شد ترک شدی؟ میگه: ایلده اول دنیا خدا ازم پرسید: دوست داری ترک خر باشی یا فارس زنقحبه؟! منم گفتم: همون ترک خر بهتره!
- ترکه رفته بوده خون اهدا کنه، دکتره ازش میپرسه: شما تاحالا چندبار همخوایگی نامشروع داشتین؟ ترکه کلی قسم و آیه میخوره که ولله بالله، من زن و بچه دارم، اهل این کارا نیستم تا بالاخره دکتره قبول میکنه و خون بابا رو میگیرن. موقع برگشت، ترکه رفیقش رو تو صف میبینه، میگه: اصغر خیلی مواظب باش! اینجا انگار یکیو کردن، دنبال اون نامردن!
از لاشیه میپرسن: دوست داری تو آسیا کدوم تیم برسه به جام جهانی؟ میگه: خوب معلومه ایران. میپرسن: بخاطر وطن پرستی میگی ایران؟ میگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهانی آدمو میگـاد!
اگه گفتید چرا قزوینی ها ادمای خوش شانسی هستن؟
چون شانس می ترسه بهشون پشت کنه
ترکه خودشو میزنه کوچه علی چپ گم میشه
یه فیلسوف ترک میگه : دایره ی زندگی یه مستطیله که 3 ضلع داره ...محبت و عشق !!!!
ترکه میره زیردریایی غرق کنه در میزنه فرار میکنه
ترکه کلاس زبان میرفته بهش خبر میدن بابات مرده
میگه : او شت
به یه ترکه میگن اکبر آقا زانتیا داره
میگه یعنی از ایدز بدتره
به ترکه میگن دودوتا می شه
می گه پنج تا
می گن چرا
می گه علم پیشترفت کرده
از ترکه می پرسن:اهل کجایی؟
می گه:یو-اس-آ می گن:چرا خالی می بندی. تو که لحجه امریکایی نداری! می گه: من گفتم یو-اس-آ... یعنی:یونجه زارهای سرسبز آذربایجان!
ترکه میره ماه عسل یادش میره زنش با خودش ببره
یه روز به ترک میگن چرا قرصاتو دیر می خوری مگه می خوام میکروب هارو قافل گیر کنم
ترکه رئیس فدراسیون شطرنج میشه ... میگه از فردا فیل حق نداره اسبو بزنه ... بجای وزیر هم مهره ی خرو میذارید !
ترکه میره خرش رو بفروشه وسط راه خوابش میبره ... وقتی بیدار میشه میبینه خرش داره پول میشمره!
یه روز ترکه یه شماره تلفن پیدا میکنه زنگ میزنه میگه: ببخشید آقا من شمارتونو پیدا کردم آدرس بدید براتون بیارم!
یه روز یه ترکه خرش گم میشه، میگه خوب شد من روش نبودم. بهش میگن چرا؟ میگه آخه منم گم می شدم
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور.
شباهتهای زیادی در فرهنگهای مختلف از جمله ضرب المثلهای آن فرهنگها وجود دارد :
کار درست را بکن ، می آید هر چه ممکن است.
(هر چه باداباد)
Do what is right, come what may
سگ ، سگ را نمی خورد
(چاقو دسته اش را نمی برد)
Dog doesn’t eat dog
برای بلند کردن یک مگس از روی پیشانی دوستت، از ساتور استفاده نکن
(دوستی خاله خرسه)
Do not use a hatchet to remove a fly from your friend’s forehead
گاز نگیر دستی را که به تو غذا داده است.
(نمک میخوری ، نکدان را نشکن)
Don’t bite the hand feeds you
دهان اسب هدیه ای را نگاه نکن
(دندان اسب پیش کشی را نمی شمارند)
Don’t look a gift horse in the mouth
اسرار را در محلهایی که پر از تپه های کوچک است، بازگو مکن !
(دیوار موش داره موش هم گوش داره)
Do not speak of secrets in a field that is full of little hills
ضربالمثلهای سال سگ:
تا سگ نشه بازی نشه
سگ که میاد به بازار، گربه میشه دلآزار
هرکی میگه واق واق، تو برو زیر طاق!
سگه نمیر بهار میآد، استخون مایهدار میآد.
به سگ که رو بدی تا صبح واق واق میکنه.
آب که سربالا بره، سگه پاپ میخونه.
از یه بچه میپرسن: چند تا وسیله نشستن نام ببر ؟؟؟ میگه : چهار پایه صندلی چراغ خواب .میگن: مگه رو چراغ خوابم میشینن؟؟؟ میگه اره همین دیشب بابا به مامان گفت : اون چراغ خواب رو خاموش کن بشین روش
دخترا شکایت میکنند که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست
کرمه میفته تو ظرف ماکارونی، میگه :آخ جون! چه بمال بمالیه
از اونجا که نسل دایناسور 2میلیون سال پیش منقرض شده پس نتیجه می گیریم : دنیا دیگه مثل تو نداره ........نه داره نه می تونه بیاره
ترکه میره مکه،بر عکس همه طواف می کنه، علتشو می پرسن.میگه:شما ازاونور دنبالش کنید، من از اینور میگیرمش
به ترکه می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم
به ترکه می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم
یه بچه میپرسن: چند تا وسیله نشستن نام ببر ؟؟؟ میگه : چهار پایه صندلی چراغ خواب .میگن: مگه رو چراغ خوابم میشینن؟؟؟ میگه اره همین دیشب بابا به مامان گفت : اون چراغ خواب رو خاموش کن بشین روش
این هم ترانه ای که بسیجیان عزیز لطف کردن برای روز خواهر آماده کردن : خواهرم در کوچه آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن گیسوان از روسری بیرون مریز بر مسیر دیدگان افسون مریز خواهرم دیگر تو کودک نیستی فاش می گویم عروسک نیستی خواهرم ، این لباس تنگ چیست؟ پوشش چسبان
یه ترکه تو تابستون ، نه شیر داره نه پستون ترکه میره کربلا ، دسته کی بالا؟؟؟؟!!!!
راننده ای که با شادروان پوپک گلدرّه تصادف کرده بود... دیشب اعتراف کرد که از شوکت پول گرفته بوده
دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست
ترکه پدرو مادر خودش رو می کشه ازش میپرسن چرا کشتی میگه بالاخره بعد از 30 سال به رابطه کثیفشون پی بردم
آیا فکر میکنید بیعرضه هستید؟ فکر میکنید به درد هیچ کاری نمیخورید؟ فکر میکنید بیمصرف هستید؟ به خدا درست فکر میکنید
خداحافظ.................. خداحافظ یاهو مسنجر................. خداحافظ وبلاگ .................خدا حافظ تا فردا صبح!
بچه:مامان نهار چی داریم؟ مادر با عصابنیت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شدیم
به ترکه خبر میدن: بابا شدی! میگه: پس به زنم نگید میخوام
از یه بچه میپرسن: چند تا وسیله نشستن نام ببر ؟؟؟ میگه : چهار پایه صندلی چراغ خواب .میگن: مگه رو چراغ خوابم میشینن؟؟؟ میگه اره همین دیشب بابا به مامان گفت : اون چراغ خواب رو خاموش کن بشین روش
این هم ترانه ای که بسیجیان عزیز لطف کردن برای روز خواهر آماده کردن : خواهرم در کوچه آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن گیسوان از روسری بیرون مریز بر مسیر دیدگان افسون مریز خواهرم دیگر تو کودک نیستی فاش می گویم عروسک نیستی خواهرم ، این لباس تنگ چیست؟ پوشش چسبان
به قزوینیه می گن بچت چیه؟ می گه : کوفتتون بشه پسره
رشتیه میگن توو خونه ت مرد سالاریه یا زن سالاری؟
میگه: هیچکدوم .... مردمسالاریه
رشتیه زن خوشگل میگیره به همسایه ها میگه : من یه زن خوشگل گرفتم الهی کوفتتون بشه
پسره با پیرزنه ازدواج میکنه . بعد از مدتی میمیره . دکترها علت مرگ رو خوردن ممه تاریخ گذشته اعلام کردن
ترکه رو میگیرن میگن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی " امام با سالاد " ! میگه مگه چیه؟از شما بهتره که مینویسین " خدا با ماست
جوجو با مامانش دعواش می شه ، می ره تو کوچه می شینه و داد میزنه پیشی بیا منو بخور
ترکه داشته تو خیابون چشم چرونی می کرده که یه دختره می گه مرتیکه چش هیز مگه خودت خواهر مادر نداری؟ و ترکه هم فوری می گه چرا دارم ، اما به این خوشگلی که نیستند
به خروسه میگن یه مرغ داریم روزی 10 تا تخم میکنه میگه به درک...من 2 تا تخم دارم که روزی 10 تا مرغ میکنه
یه روز یه مرغه رو از مدرسه اخراج میکنن ...میگن چرا اخراجت کردن؟ میگه چون عکس اقا خروسه تو جیبم بوده
یه روز خروسه میره خونه دسته زنشو میگیره میرن دم مغازه مرغ فروشی....مرغا رو بهش نشون میده میگه ببین خانوم دوست دارم از این به بعد تو خونه این طوری باشی
روز یه مرغه تو هوا تخم میذاره تخمش نمیوفته اگه گفتید چرا؟
جواب:چون شرت پاش بوده
قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن: پاشو برو تو زمین، بازی شروع شده. میگه: من برانکاردم
آقا هر چی موبایلت رو گرفتم در دسترس نبود اگه تلفن ثابت کنارت هست بکن تو ..نت
یه ادمخوار میره تبریز از گشنگی میمیره
یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید: - تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!
میدونستی شباهت آبگوشت با اتوبوس چیه ؟؟؟ تو هر دوتاش گوشتاش ته وای میستن
kheiiiiili bi kari! bebinam to dars nadari? karo zendegi nadari? khabo khorak nadari? ke 24saat toye zehne mani !!!
ترکه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیهها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟
ترکه میمیره، باباش رضایت نمیده
ترکه میگوزه، دنبال پوکش میگرده
دو تا چسه داشتن باهم بازی میکردن، یک گوزه میاد بهشون میگه: منم بازی میدین؟ چسا میگن: تُچ! گوزه ناراحت میشه،
میگه: آخه چرا؟ چسا میگن: آخه مامانمون گفته بی سر و صدا بازی کنیم
ترکه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!
ترکه از طبقه صدم یه ساختمون میپره پایین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت
یه روز یه دختر که لکنت زبون داشته دیر میرسه مدرسه / خانم معلم ازش میپرسه چرا دیر اومدی؟ میگه واسه اینکه لام دول بود خانم معلم میگه عزیزم منم هرشب لام دوله ولی صبح زود میام
اگر دیدی جوونی ریش گذاشته ..بدون دوس دخترش تنهاش گذاشته
پیغام گیره تلفنی یه بچه لات : حاجیتون رفته ددر ، بعد از سوت بلبلی فرمایشتون رو بکنین ، جیک ثانیه جرینگی تیلیف میزنم ، جمال تو عشق در بست ، زززززززززززززززززززززززت زیاد
دیشب خواب دیدم اونم چه خوابی... حالا گوش کن تا تعریف کنم خواب دیدم مردیم و داریم میریم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم... سر پل صراط که رسیدیم من خسته شدم و تو منو کول کردی... دم در بهشت که رسیدیم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بیا داخل
میدونی فایده این شلوار کوتاه ها که دخترا می پوشن چیه؟ اقایون یه خورده سربه زیر می شن
سه نفر تو هواپیما کلاس می ذاشتند اولی با موبایل دومی با لب تاب سومی می بینه داره کم می یاره می ره یه دستمال کاغذی می ذاری تو جیبش سر دستمال و می ذاره بیرون می گه وای خدا کی واسه من فکس فرستاده
از دست من تا این دماغ راهی بجز انگشت نیست دلخوش به دستمالم نکن هیچی مثل انگشت نیست
az konje labet boseye chon ghand gereftam az ghande labat man maraze ghand gereftam
واقعا که من روی شما یک جور دیگه حساب می کردم تازه فهمیدم که آدم دو رویی هستی یک روت ماه است یک روت گل است یکی از یکی قشنگتر
torke cheleye tabeston mire zire lohaf yeki miad az kenaresh rad mishe mige agha shoma torki mige ah az zire lohafam malome
به ترکه میگن با "شا*ش" جمله بساز میگه : حسن با دادا شاش رفتند سینما . میگن منظور همون جیش ه میگه: خوب أبجیش هم بود
یه ترکه رستوران میزنه ورشکسته میشه علت رو میپرسن می گه نهار و شام میبندم میرم خونه
اون چیه که با عظمتش کون زمین رو پاره کرده؟ درخت
نماینده زنان در مجلس گفت: تا این شکاف در بین ماست، مردها همیشه روی ما سوارند
یه آبادانیه داشته تو دریا غرق می شده عینک آفتابیش رو در می یاره می ذاره رو دمپایی ابریش میگه: کـا ! تو خودتو نجات بده فکر من نباش
تو اردیبل مانور میذارن ... دشمن فرضی پیروز میشه!
لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه
روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم
مجلس تصویب کرده زنهای بد حجاب رو 30هزار تومن جریمه کنند اگه خواستی زن بگیری یادت باشه اول خلافیش رو بگیری
گنجشک تهرانی : داش جیک جیک گنجشک اصفهانی:جیک جیکسا
یه ترکه میپرسن گشنگی سخت تره یا عاشقی ؟ میگه از قدیم گفتن گشنگی نکشیدی که عاشقی یادت بره ولی شما تا حالا تو خیابون دستشوئیت نگرفته که جفتش یادت بره؟؟؟؟
ترکه میره دکتر میگه هر شب خواب می بینم که دارم با خرا فوتبال بازی می کنم دکتر چندتا قرص میده میگه امشب بخور خوب میشی ترکه میگه نمیشه از فردا شب بخورم آخه امشب فیناله
(( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) این آخرین چیزیه که از تو برام مونده، جای پاهات رو دیوار اطاقم، یادت به خیر، عجب مارمولکی بودی
به دستور شهردار قزوین و در راستای زیباسازی منظره شهر ، منبعد زنگ منازل روی زمین نصب خواهند شد
یه روز یه زنه پا شو میذاره روی سو سک . بعد سو سکه بلند می شه و می گه پهلو انان نمی میرند
بچه اصفهانی از باباش سئوال میکنه بابا چرا ما هم مثل مردم با کشتی سفر نمی کنیم ؟ باباش میگه خفه شو شناتوبکن
نسبت علی دایی به زمین فوتبال مثل نسبت کنه می مونه به حیوان,بادام زمینی به زمین,خرس قطبی به قطب,جک به لوبیای سحر امیز,شماعی زاده به گیتار,اندی به خوشکلا,پیف پاف به خرمگس,کنسرو لوبیا به انرژی هسته ای حق مسلم ماست
دختره به دوستش می گه نامزدت چه شکلیه؟ دوستش می گه: مثل اسب نجیب.مثل پلنگ مهربون. مثل شیر قوی مثل عقاب تیزبین .دوستش میگه حالا کی بریم باغ وحش ببینیمش؟
خدایا لبنان رابر اسرائیل -اسلام را بر صهیونیسم و نرگس را بر شوکت پیروز گردان
به غضنفر میگن یه شعر تبیلغاتی واسه خمیر دندونه پونه بگو
غضنفر میگه :
خمیر دندونه پونه / چشمو نمیسوزونه
یه کوره صبح از خواب پا میشه میگه : میبینم که امروزم نمیبینم
به یه اصفهانی میگن : با کالسکه جمله بساز می گه : این میوه ها کالس که
یه روز یه نفرو برق می گیره میگه :ادیسون ولم کن
به قزوینیه میگن یه جمله عاشقانه بگو.... میگه: برگرد
غضنفر خوشتیپ میکنه دختره بهش میگه بخورمت غضنفرمیگه لازم نیست شما هیچ گهی بخوری
به ترکه میگن راسته شما به خر میگید عمو
میگه اره عمو
به لره میگن 12 امامتو میشناسی میگه: ها. میگن خوب اسماشون رو بگو . میگه اینجوری نه. اگه ببینمشون میشناسم
ترکه میره پایه یک بگیره افسره ازش میپرسه لرزش پیستون به چه علته؟ میگه از شل بودن کرس*ته.
اس ام اس
به سلامتی دیوار، چون که هر مرد و نامردی بهش تکیه میکنن! به سلامتی کلاغ نه برای سیاهیش، برای یک رنگیش، به سلامتی کرم خاکی، نه برای کرم بودنش، برای خاکی بودنش، به سلامتی گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتی ما، که دوست داشتن یادمون نرفته
نفرین زنها به هم: الهی کف پات رنگ آسمون رو نبینه
زن رشتیه شب عروسی میپرسه: بلدی چی کار کنی که؟ رشتیه میگه: آره منتظرم یکی بیاد، برم زیر تخت
عشق چیست؟ 3 ثانیه نگاه، 3 دقیقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنایی، 3 هفته وفاداری، 3 ماه بیقراری، 3 سال انتظار، 30 سال پشی
هفته اولی دوستی: دوستم داشته باش ولی بهم دست نزن.
هفته دوم دوستی: دست بهم بزن ولی بوسم نکن.
هفته سوم دوستی: بوسم کن اما منو نکن.
هفته چهارم دوستی: منو بکن اما فراموشم نکن.
قانون صد و یازدهم نیوتن:
اگه فردی سه برابر وزن خود به حجمی نیرو وارد کند قطع به یقین میگوزد
تیمساره از سرهنگه می پرسه؟ من ترتیب زنمو دادم، انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟ سرهنگه
می گه: نمی دونم. تیمساره می گه: خاک بر سرت. می رسه به یه سربازه و همون سوالو می کنه؟ سربازه جواب می ده: انجام وظیفه، تیمساره می گه: آفرین، از کجا فهمیدی؟ سربازه می گه: آخه قربون اگه بیگاری بود، می دادین
به ما
غضنفر و دوستش می رن قطب جنوب، بعد از دو روز، یه اسکیمو می بینن، ازش می پرسن؟ شما
اینجا دختر سیاه دارین؟ اسکیموهه می گه: بله، می پرسن؟ دختر سفید چطور؟ طرف می گه: بله، دوباره می پرسن؟ دختر سیاه و سفید چطور؟
اسکیموهه می گه: نه نداریم. غضنفر برمی گرده و به دوستش می گه: نگفتم اونی که ترتیبشو دادیم پنگوئن بود
یه آقایی برای تسلیت گفتن، می خواست بره خونه کسی که به تازگی زنشو از دست داده بوده ولی اشتباهی می ره خونه آقایی که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسلیت می گه ولی طرف با کمال خونسردی می گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد می داد و تازه هرکی می رسید، می پرید روش
خانم معلمه سر کلاس از یه بچه تخسه می پرسه: اگه سه تا گنجشک سر یه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما یکیشون رو با تیر بزنیم، چند تا گنجشک رو درخت میمونه؟ بچهه میگه: هیچی! معلمه میگه: نخیر دو تا میمونه. بچهه میگه: خوب اون دو تا هم از صدای تیر فرار میکنن دیگه. معلمه یکم فکر میکنه، میگه: جوابت درست نبود ولی از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده میگه: خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه : بپرس. پسره میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه: خوب معلومه، سومی! بچهه میگه: نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اوم
ترکا به یه دونه شلوار لی میگن: لیوان (لی وان)!
به دوتا شلوار لی میگن: لی لی
به سه تاش میگن: تریلی!
به چهارتاشلوار لی میگن: چارلی!
به پنج تاش میگن: لی لی تو تریلی!
به شیش تاش میگن: لی لی با چارلی!
به هفت تاش میگن: خیلی
ترکه زنگ میزنه ۱۱۰میگه آقا پدال گاز ترمز کلاچ دنده و فرمان ماشینم رو دزدیدند! پلیس میگه: آقا شما ترکی ؟ ترکه میگه: آره پلیس میگه : برو صندلی جلو بشین
قانونه 2 نیوتن اگه بتونی با سرعت نور دور خودت بچرخی حتما میتونی سوراخ کون*ت رو ببینی
رشتیه میره خونه، میبینه زنش یه ساعت طلا دستشه، میگه:
خانم جان، اینو از کجا اوردی؟! زنه میگه: یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم
فرمانده به سربازاش میگه: توی همین خیابوس پاسداری بدین. از ساعت 9 شب به بعد هم هر کس رو که دیدید با تیر بزنید چون حکومت نظامیه، فهمیدین؟ همه میزنند بالا و فرمانده تا میاد بره سوار ماشینش بشه صدای تیر میشنوه. بر میگرده و میبینه یکی از سربازهای ترک یک بنده خدایی رو کشته. میگه: احمق بیشعور... مگه من نگفتم بعد از ساعت 9 تیر اندازی کنین؟ الان که ساعت 6 است. سربازه میگه: ایلده قربان یه آدرسی رو پرسید که تا ساعت 11 شب هم پیداش نمیکرد
- ترکه میره میوه فروشی، میگه: حاجی یک کیلو ازین لیموها به ما بده. میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: لیمو چیه مرد مؤمن؟! بگو سینه نیکل کیدمن!! ترکه هم میگه: باشه بابا، یک کیلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، یک کیلو هم گیلاس بده. باز میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: آقاجان گیلاس چیه؟! بگو لپای مدونا!! ترکه هم میگه: باشه بابا، از همونا. بعد ترکه کیوی میخواسته، میگه: قربونت
حاجی، یک کیلو هم از اون تخمای نلسون ماندلا بده
یه رشتی می پرسن ماشین مدل بالا خوبه یا زن خوشگل میگه زن خوشگل می پرسن چرا ؟ میگه ماشین مدل بالا اگه خراب شد خرج داره ولی زن خوشگل اگه خراب شد درآمد داره
رشتییه می ره خونه و می بینه زنش با یکی توی حمومه، غیرتی می شه و آبگرم کن رو خاموش می کنه
نیروی انتظامی به یک رشتیه گیر میده که تو میخواستی این بچه رو بکنی. رشتیه میگه: قربان این حرفا چیه؟! من خودم بچه کو نیم
رشتیه با رفیقش رفته بودن خرید، میبینن دم در یک فروشگاه بزرگ نوشته: "سک س مجانی و جوایز نفیس (با خرید بیش از دههزار تومن کالا)". خلاصه کلی حال میکنند و میرن تو اونقدر آت و آشغال میخرن تا آخر دههزارتومن رو ردیف میکنن، بعد خوشحال و خندان میان دم صندوق حساب میکنند و میگن: خوب این سک س مجانی ما چی شد؟ صاحب مغازه میگه، شما یک عدد بین یک تا ده انتخاب کنید.. رشتیه میگه: هفت. مرده میگه: متاسفانه عدد امروز واسه سک س مجانی هشته، جاییزه عدد هفت یک فندکه! خلاصه رشتیه فندکشو میگیره و با حالِ گرفته میاد بیرون، رفیقش بهش میگه: فکر کنم این جریان سک س مجانی خالی بندی باشه. رشتیه میگه: نه بابا من و تو شانس نداریم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده



